تبليغاتX
*~*~..S..O..O..S..H..I..Y..A..~*~*

ج...

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .تقدیم به تو ای خیال من  ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

 می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم هست   ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

بنابراین

 هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.

ای عشق من ، ای عزیزترینم:

چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .     

 پس:    

 برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.

بنابراین:

 قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :

                             عاشقانه دوستت بدارم

 



88/04/22 |

 

ت...

امروز دلم هواي با توبودن  كرده  چشمانم شوق نگاه تورادارد كاش ميتوانستم لحظه اي ببينمت و دوباره دردرياي چشمانت غرق شوم افسوس كه نميتوانم انچه كه در دل دارم بيان كنم زبانم قاصر است ودستم ناتوان از رسم احساسم اخر چگونه ثابت كنم دوستت دارم ؟ چه كنم ؟ توبگو

 چگونه ميتوانم از وراي سيمهاي فلزي از اين دنياي مجازي احساسم را به تو نشان دهم؟كاش فرصتي به من ميدادي؟ كاش چشمانم را ميديدي كه عشقم رافرياد ميزنندتنهايي عذابم ميدهد خسته ام از تكرار زندگي  تورا ميخواهم كه تكيه گاهم باشي  از پاافتاده ام توان ايستادن ندارم .گناه من چيست ؟ كه دوستت دارم  ميخواهم با توباشم  و در تو ذوب شوم بغضي گلويم راميفشارد گوشه خلوتي ميجويم تا رهايش كنم  غرورم نميگذارد  اينجا گريه سر دهم  تنها تو ميتواني اشكهايم راببيني  اشكي كه از چشمه قلب دردمندم جاري است

(نه من نمی توانم بپزیرم )

 نازنينم :

باورم كن و بگذار با تودوباره جان بگيرم  ميخواهم  زندگيم را باتو رونق دهم خنده را به لبانم بازگردان  چه سخت غريبه اند اين دوباهم   تو ميتواني اشتيشان دهي؟؟دست مهرم را رد نكن  دستي كه دست تورا ميجويد واگر يكي شوند دنياي تازه اي ميسازند از جنس عشق ميشود دوباره فرهاد وشيريني ساخت  ميتوان ليلي و مجنون بود اگر چشمانت ياري ام كنند كاش كلمات جان داشتند و ميتوانستند احساس مرا فرياد بزنند تا باورم كني

دوستت دارم

*قاصدک*



88/03/07 |

ل...

 ...به نام او همان که مرا افرید...

خیلی وقته چیزی ننوشتم همش و هرچی نوشتم ریاضی و فیزیک و زیست و شیمی ووو ...بوده

امروز یه فرصت کوچولو پیدا کردم اما داشتم فکر می کردم که کجا کجا کجا ؟؟؟ کجا برم ؟ چیکار کنم ؟ بعد یهویی یه چراغی تو مغزم روشن شد بدو بدو که داره دیر میشه اره ...

دویدم اومدم اینجا خیلی راه بود خسته شدم خیلی از سوشیا فاصله گرفته بودم اما وقتی رسیدم و دروازش و دیدم خستگی مثل زره های اکلیل از تنم پرید خیلی سر حال شدم زودی کلید طلایی و از دسته کلیدم پیدا کردم و قفل و چرخوندم و....

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام سلامی به زیبایی گل سوسن به خوشرنگی سماق و سمنو به طراوت سبزه به نشاط ماهی به ارزش سکه وبه خوش طعمی سیب و سرکه ...

*نـــــــــــوروز باســــــــــــتانــــی مبــــــــــــارک باد*

بیایید قدر این روزای اخر سال ۱۳۸۷ رو که به روز شمار افتادن بدونیم و اخرین حرفامون رو بااین سال بزنیم چون اگه بره دیگه نمی اد ۱۳۸۷ دیگه ای وجود نداره و نیست و نمی تونیم اون رو برگردونیم اینم کار همون ثانیه هاست ...

پس بیایید با هم یکمی دعا کنیم ...

خــــــــــــدایا:

تو را قسم به برکت گندم زار

 مرا در این سال به گونه ای بساز ،شکل بده و بتراش تا برای صلح بکوشم

هرکجا نفرت است عشق باشم هر کجا کینه است عفو باشم

هرکجا یاس است امید شوم و هر کجا غم است شادی شوم

یعنی ممکنه !!!

امسال می خوام همه رو ببخشم و به تمامی موجودات عش بورزم

خدایا عاشقت هستم ، مرا دوست بدار

.......................................................................................

در لحظه سال تحویل از خدا میخوام به قلبامون گره ی کور بزنه که مبادا از هم جدا بشیم

سر سفره های رنگارنگ هفتسین دعا کنید و من و سوشیا رو هم فراموش نکنید عزیزان

سال خوبی را برای همه شما ارزومندم

التماس دعا

*قاصدک *



87/12/22 |
هم صدای خوبم بخون تا بخونم
عمر من تو هستی بمون تا بمونم
یک جا ابر آسمون یک جا پر از ستاره
یک جا آفتابیه آسمون یک جا می باره
بی تو اما همه جا ابریه و غم گرفته است
ابر آسمون یک قطره بارونم نداره

تو اگه باشی

آسون صافه غصه ها پشت کوه قافه

با تو من بهارم
بی تو شوره ذارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی تو یک قاب شکسته رو دیوارم

با تو من بهارم
بی تو شوره ذارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی تو یک قاب شکسته رو دیوارم

اون ور دنیا شبه این ور دنیا روزه
یک جا خورشید خاموشه
یک جا داره می سوزه
بی تو اما شب و روز فرقی با هم ندارن
تو چشای منتظرم سیاهی موندگاره
تو اگه باشی ابرا می بارن
دشتای خالی پر گل می شن

با تو من بهارم
بی تو شوره ذارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی تو یک قاب شکسته رو دیوارم

با تو من بهارم
بی تو شوره ذارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی تو یک قاب شکسته رو دیوارم

نویسنده : سمیرا



87/12/09 |


تو رو دوست دارم زیاد
نگو پس دلت میاد
منو تنهام بزاری
تو رو دوست دارم
مثل لحظه خواب ستاره ها
تو رو دوست دارم
مثل حس غروب دوباره ها
تو رو دوست دارم زیاد
نگو پس دلت میاد
منو تنهام بزاری
توی آخرین وداع
وقتی دورم از همه
چه صبورم ای خدا
دیگه وقت رفتنه
تو رو می سپورم به خاک
تو رو می سپورم به عشق
برو با ستاره ها
تو رو دوست دارم
مثل حس دوباره تولدت
تو رو دوست دارم
وقتی می گذری همیشه از خودت
تو رو دوست دارم
 مثل خواب خوب بچگی
بغلت می گیرمو
میرم بسادگی
تو رو دوست دارم
مثل دلتنگیای وقت سفر
تو رو دوست دارم
مثل حس لطیف وقت سحر
مثل کودکی تورو
بغلت می گیرمو
این دل غریبمو
با تو می سپورم به خاک
توی آخرین وداع
وقتی دورم از همه
چه صبورم ای خدا
دیگه وقت رفتنه
تو رو می سپورم به خاک
تو رو می سپورم به عشق
برو با ستاره ها

:::قاصـــــــــــدک:::



87/11/02 |
تــــــــــــــــــــــــــــــــــولد* تــــــــــــــــــــــولد* تــــــــــــــــولدت

مبــــــــــــــــــــــــــــــارک* مبـــــــــــــــــارک *

تولــــــــــــــــــــــــــــدت* مبــــــارک *

کـــــــــــــــــــی؟ تولد کــــــــیه؟!!!  تولد خودم قاصــــــدک  که الان ۱۷ سالش کامل شده

زیاد خوشحال نیستم ۵/۱۶ و دوست داشتم کاش تموم نمیشد

حالا دیگه وقت شادیه همگـــــــــــــــــی دست دست دست بزنید .....

اینم یه هدیه ناز واسه خودم و همه کسانی که دی ماهی هستند  بخوصوص ۱۵ دی

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس واسه تولد تو باید دنیا رو اورد ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد اینا یه یادگاری توی خاطره هاته ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد تولدت عزیزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون الهی که همیشه واسه تبریک امروز بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون تـــــــــــــــــولدت مبارک

با یه عالمه ارزوهای قشنگ : *قاصدک *



87/10/24 |
صدای چکش سرخ فام به همه حاضرین فهماند که دادگاه رسمیست و متهم هم خداوند جهان آفرینتنده موجودات قاضی نعره زد متهم را به جایگاه بیاورید اما منشی دادگاه اعلام کرد متهم غایب است و قاضی باز نعره زد عیب ندارد و ما هم در غیاب متهم به اتهاماتش رسیدگی می کنیم و حکم غیابی صادر خواهیم کرد :قاضی رو به حاضرین کرد و گفت موارد اتهامی خداوند به شرح ذیل می باشد متهم به چه حقی انسانها را آزاد گذاشت متهم به چه حقی به انسانها حق انتخاب راه بد را داد متهم به چه حقی اعلام کرد که همه انسانها برابرند متهم به چه حقی ثروت را حق همه می داند متهم به چه حقی ما را که عمری برای دینش جان کنده ایم رها کرده و با همه انسانهای گناهکار یکی می داند!؟ و با چه جراتی این بی عدالتی را انجام می دهد!؟ خداوند متهم است به سوء استفاده از قدرت خدائیش خداوند متهم است و باید پاسخگو باشد که چطور چنین چیزی ممکن است که انسانهای فقیر حق خود را از ما بخواهند انسانهای فقیر و پلیدی که جز دزدی کار دیگری ندارند خداوند متهم است و باید پاسخگو باشد و اگر نتواند پاسخگو باشد من امروز او را در همین دادگاه ودر مقابل همه شما از خدائی خلعش می کنم و خدای دیگری انتخاب خواهم کرد خداوند متهم است که آزادی به انسانها داد که هر غلطی که می خواهند انجام بدهند و کار ما را سخت کرد خداوند متهم است به مهربانی بیش از حد که ظلم به انسانهاست خداوند متهم است به کفران نعمت بخاطر آفرینش اینهمه کهکشان و کره در صورتی که برای ما انسانها تنها باید یک کره زمین و بهشت و جهنم را می آقرید و حداکثر خورشید و ماهی که روز را گرم و شب را روشن کند تا دزدان در امنیت نباشند خداوند متهم است به آفرینش عشق تا امروز اینچنین کار ما با این جوانهای همیشه احمق سخت شود خداوند متهم است به 000 به ناگاه فردی ژنده پوش از بین حضار در دادگاه بلند شد و گفت : خداوند من همه صحبتهایش را در کتابهای آسمانیش گفته شما حق ندارید خداوند عشق را متهم کنید و مرد ژنده پوش در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد شما حق ندارید خدای مرا متهم کنید بخاطر خوب بودنش من وکیل خداوند خواهم بود و یکی یکی سوالات شما را پاسخگو خواهم بود قاضی نگاهی سراپا تحقیر به مرد ژنده پوش انداخت و گفت : آیا تو بی مقدار وکیل همان خداوندی هستی که ادعا می کند همه ثروتهای جهان آفریده اوست !؟ و قاضی بدون اینکه متتظر پاسخ وکیل باشد ادامه داد : خداوندی که به همه موجوداتش نعمت و پول فراوان می دهد آیا وکیل ثروتمند تر از تو پیدا نکرد تا در این دادگاه به این عظمت و در جمع هیئت منصفه با شخصیت و با اصالت اینچنین تحقیر نکند ما را بخاطر هم صحبت شدن با یک گدا زاده و وکیل گفت : ای قاضی ! خداوند بنا بر گفته خودش مرا ثروتمند ترین انسان روی زمین قرارداده . اما از آنجا که تعریف شما از ثروت چیز دیگریست ، پس نمی توانید ثزوت مرا ببینید و خداوند من ثروتمند ترین بنده اش را نزد شما فرستاده ، اما شما کوردلان چشم دل ندارید تا ببینید ثروت بیکران مرا که عشق است و قاضی نعره زد : ای وکیل گدا زاده ! حد خودت را بشناس و پا را از گلیم چند سانتی خود فراتر نگذار و تنها به سوالاتی که از تو پرسیده می شود پاسخ بده و وکیل که از نظر من نویسنده این «حقیقت داستانی» که در دادگاه بودم یک فقیر ثروتمند بود ادامه داد و من امروز با همه دانشم که عشق من است در برابر شما هستم تا همه اتهامها را با دلیل عشق که موجه ترین و روشن ترین برهان است رفع کنم و وکالت متهمم که خدای من است را بر عهده گیرم پس لطفا یک به یک اتهامها را بگوئید تا از متهمم رفع اتهام کنم و قاضی نعره زد : اولین اتهام خداوند این است که به چه حقی پس از آفرینش انسان به خودش تبریک گفت بخاطر آفرینش انسان . در حالی که انسانهای پست و گناهکاری در این جهان هستند که به خاطر فقر دزدی می کنند . آیا شکم اینقدر ارزش دارد که بخاطرش دزدی کنند و گناه کنند خداوند چرا به خودش تبریک گفت بخاطر آفرینش یک دزد فقیر این هم مدرک که در آخرین کتابش گفته : فتبارک الله احسن الخالقین و متهم پاسخ داد : ای قاضی در ابتدا خدا را سپاس می گویم که لااقل قبول داری که این قرآن گفته اوست و اگر خداوند به خودش تبریک گفت بخاطر آفرینش نوع بشر بود نه دزدی که شما با ثروت اندوزی حق او را خوردید تا از سر ناچاری به دزدی پناه آورد و قاضی گفت ای وکیل برای بار چندم است تذکر می دهم حواست به گلیم خودت باشد همچنین دلیل تو رد است و این اتهام پابرجا که با بررسی سایر اتهامها در نهایت رای لازم صادر خواهد شد اما اتهام دوم موکل شما به چه حقی اعلام کرد که انسان آزاد است تا گناه کند و کفر بگوید و وکیل پاسخ داد : ای قاضی ! خداوند من به این خاطر همه را آزاد آفرید تا کارهای آنها ارزش داشته باشد زیرا عبادت از روی اختیار ارزش دارد تا عبادت با چوب و چماق و دور از گناه بودن پاک ماندن در یک فضای بدون گناه شق القمر نیست انسانی که بخاطر ترس از گناه از جامعه فرار می کند و دست به هیچ کاری جز عبادت نمی زند از نظر خدای من یک عابد نیست بلکه یک انسان ترسوست و قاضی ادامه داد : دهان کثیفت را ببند ای وکیل ! تو داری علنا به ما توهین می کنی و مارا ترسو می خوانی احمق این اتهام هم رفع نشد و اضافه شد به اتهام اول که در هر دو مورد جرم ثابت شده است اما اتهام سوم : به چه حقی خداوند حق انتخاب راه بد را به انسانها داد و وکیل پاسخ داد : به این خاطر که اگر راه بد وجود نداشت که دیگر انتخاب معنا نداشت و خوب بودن ارزش نبود زیرا اگرهمه خوب بودند که دیگر چه نیاز به آزمایش خوبها بود شما فرشتگان را در نظر بگیرید چه بی مقدارند در مقایسه با انسان که شب و روز فقط چاپلوسی می کنند و خداوند به این خاطر بود که به خودش بخاطر آفرینش انسان تبریک گفت و خداوند به این خاطر راه بد را آفرید تا به افرادی مثل شما ثابت کند که کافران مومن چه پلیدند که امروز خدایشان را با کارهایشان محاکمه می کنند قاضی نعره ای سر داد و از جایگاه خود برخاست تا وکیل را مجازات کند اما سایرین مانع شدند و در خواست بخشش کردند و قاضی نعره زد افسوس که اکنون زمان محاکمه خداوند است و در پایان دادگاه حتما تو را مجازات خواهم کرد اما اتهام سوم : چرا خداوند کفران نعمت کرد و اینهمه کهکشان و ستاره و سیاره آفرید در حالی که یک زمین و بهشت و جهنم و خورشید و ماه کافی بود و وکیل پاسخ داد : ای قاضی خداوند هیچ چیز را بدون دانش و بیخود نیافریده ،و بدان تو اگر بر تاثیر ستارگان بر روی زندگی و آینده جامعه بشر دانش داشتی یقینا تنها همین دانش برای شناخت و پرستش خداوند کافی بود و تو چه می دانی که در کهکشانهای دیگر چه موجودات مرئی یا نامرئی زندگی می کنند!؟ پس لطفا در مورد چیزی که شعورش را نداری سخن مران و قاضی چکش را به سوی مرد ژنده پوش پرتاب کرد تا مثل قبل چکش هم از خون سر مرد ژنده پوش لعاب گیرد و قاضی رو به مرد کرد و گفت این اتهام هم ثابت شد و حال اتهام چهارم خداوند به چه حقی شیطان را آفرید تا امروز بر خلاف ما کار کند و مایه رنجش ما باشد ، در حالی که تا قیامت زنده باشد و مجازات نشود و وکیل پاسخ داد ای قاضی خداوند از این روی شیطان را آفرید تا اراده شما را بیازماید شیطانی که تنها گناهش پیشنهاد دادن به انسانهاست که کارهای پلید انجام دهند اما انسانها در قبول یا رد پیشنهاد اختیار دارند و شیطان هنوزم که هنوزه خداوند را عبادت می کند و قبولش دارد اما شما پست تر از شیطان او را به محاکمه می کشانید و قاضی اسلحه اش را از جیب خود در آورد و بدون هیچ اخطاری به سوی وکیل شلیک کرد و این بار قاضی قهقهه بلندی زد و گفت : حال بگو که آیا من شیطانم ای پلید !؟ و وکیل در حالی که خون از شانه اش سرازیر بود زیر لب زمزمه کرد : ای کاش لااقل شیطان بودید و قاضی با آرامش خاصی گفت : محاکمه را ادامه می دهیم اتهام پنجم... اتهام پنجم هم ثابت شد اتهام دهم... اتهام دهم هم ثابت شد اتهام هزارم... آنهم ثابت شد و آخرین و بزرگترین اتهام :خداوند به چه حقی عشق را آفرید تا جوانان امروز اینچنین هرزه و کثیف شوند و وکیل همه تلاشش را کرد تا آخرین دفاع را از خداوند بکند و گفت خداوند عشق را آفرید تا نگاهبان نوع بشر باشد خداوند عشق را آفرید تا دختر و پسر بدور از همه چیز و همه جا دل به هم ببندند تا به ابدیت بپیوندند و حال مشکل شماست که نمی توانید خوشی این جوانان را ببیند و نمی گذارید تا با عشقشان خلوت کنند و شما کثیف تر از حیوانات هستید که با خلوت عاشقان هم کار دارید و صدای تیر خلاص به ذهن مرد ژنده پوش که افتخارش وکالت عشق بود شنیده شد و مرد ژنده پوش کشته راه عشق شد که مرگ در آن جائی ندارد و به ناگاه تو گوئی پژواکی از همه پرستش گاههای جهان شنیده شد که می گفت : اگر من به خودم تبریک گفتم بخاطر خلق این نوع انسان بود و بس به ناگاه در بین حاضرین ولوله ای در گرفت اما قاضی گوش جان نداشت تا این ندای اهورائی را که همیشه و به همه زبانها در ابدیت طنین انداز است بشنود و با چکش سرخ رنگ خود که از خون انسانهای آزاده لعاب داده شده بود ضربه ای از دور به ذهن همه حاضرین کوبید و گفت : آن مرد را که به سزای اعمالش رساندیم و اینک نوبت ایراد حکم متهم است و شیطان دادستان این دادگاه خوشحالترین فرد حاضر در دادگاه بود پس از شنیدن سخنان وکیل متهم و با توجه به تعداد بسیار زیاد اتهامهای وارد شده و وجود دلائل و شواهد مستند و مدارک کافی و با توجه به سکوت متهم که قطعا علامت رضاست من اعلام می کنم که خداوندا شما در مورد همه اتهامات وارده مجرم شناخته شدید و شما انسانها را کافر می دانید اگر خدائی نداشته باشند اما خود شما خدائی ندارید . پس به خودتان کافرید پس ای خداوند من شما را کافر می دانم و دستور می دهم تا از این پس همه یاد شما را اعدام کنند و شما را درگورستان ذهنشان و در قسمت کافرها به خاک بسپارند و از این پس شما را از درجه خدائی خلع می کنم جنازه این وکیل را هم ببرید در گورستان کافرهای بی نام و نشان دفن کنید ختم دادگاه را اعلام می کنم به احترام قاضی قیام کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
:::قاصدک:::


87/09/21 |

باز امشب توي رويا خواب تو رو مــــی بینم

توي خوابم پيش تو دوباره من ميشينم

باز امشب توي رويا خواب تو رو مي بينم

توي دستاي قشنگ و نازت يه دونه گل ياس مي بينم

بیا ببین بي تو شدم تنها

اگه نياي مي ميرم از غمها

باز دوباره توي خوابم تو رو مي بينم ولي تو ميري ميشم بازم تنها

باز امشب توي رويا خواب تو رو مي بينم

توي خوابم پيش تو دوباره من ميشينم

باز امشب توي رويا خواب تو رو مي بينم

توي دستاي قشنگ و نازت يه دونه گل ياس مي بينم

بيا ببين بي تو شدم تنها

اگه نياي مي ميرم از غمها

باز دوباره توي خوابم تو رو مي بينم ولي تو ميري ميشم بازم تنها

 ......................................................................................

بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم دير نيست


تو ساده دل كندي ولي تقدير بي تقصير نيست


با اينكه بي تاب مني بازم منو خط ميزني


بايد تو رو پيدا كنم تو با خودت هم دشمني

كي با يه جمله مثله من مي تونه آرومت كنه


اون لحظه هاي آخر از رفتن پشيمونت كنه


دلگيرم از اين شهر سرد اين كوچه هاي بي عبور


وقتي به من فكر مي كني حس مي كنم از راه دور

آخر يه شب اين گريه ها سوي چشامو ميبره


عطر تنت از پيرهني كه جا گذاشتي ميپره


بايد تو رو پيدا كنم هر روز تنها تر نشي


راضي به با من بودنت حتي از اين كمتر نشي

پيدات كنم حتي اگه پروازمو پرپر كني


محكم بگيرم دستتو احساسمو باور كني

بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم دير نيست


تو ساده دل كندي ولي تقدير بي تقصير نيست


بايد تو رو پيدا كنم هر روز تنها تر نشي


راضي به با من بودنت حتي از اين كمتر نشي

 

تقدیم به دوست دارانه این دو ترانه دوستداشتنی

دوستان گل من و سوشیا اگه نمی تونم زود به زود بیام مهمونی کلبه های نازنینتون

خیلی ببخشید و از مهربون و بقیه دوستانی که به من لطف دارن

و با ردپاهای رنگارنگشون من و خوشحال میکنن خیلی خیلی مرسی و ممنون

 

.:: قاصدک ::.



87/08/30 |
با هر چرخش این عقربه ها یک ثانیه از عمر ما میگذره و پر میکشه هیچ وقت به این یک ثانیه ها فکر کردین ؟ نه اما اگه همین ثانیه های کوچولورو جمع کنیم میبینیم که الان تبدیل شدن به ۱۶ - ۱۸-۳۰-و اخرم ۷۰ یا ۸۰ سال همین ثانیه ها ان که مارو قدم به قدم به سمت گودال سیاه مرگ پیش میبرن و هیچ کس خیانت اونا رو نمیبینه و متوجه نمیشه ...

به گذشته فکر میکردم به زمانی که بچه بودم هیچ وقت قدر اون روزارو نمی دونستم نمی دونستم که این ثانیه ها که چقدر برام عزیز بودن و بخاطر اینکه فقط چندتا از اونا جمع بشن و بشن چند دقیقه و من بیشتر بتونم بازی کنم یا تو شهر بازی بدوام از این ور به اونور اشک ریختم واسه اینکه فقط چند ثانیه بیشتر بمونم حیف ... کاش میدونستم کیه که داره هر روز من و از دنیا ی قشنگ و رنگارنگ کودکی جدا میکنه کیه این خائنی که از یه بچه کوچولو نمیگذره ...

الان فقط حسرت اون روزا مونده و یه دنیا خاطره خاطره هایی که با یادشون رنگین کمونی از شادی تو ذهنم مجسم میشه

کــــــــــــــــــــــــــــــــــاش ...

کاش نمیرفتن اون روزا کاش میفهمیدیم که این خنجرهای سیاه عقربه هاست که مارو به سمت مرگ میکشونه

اما الان نمی خوام نمی خوام این روزهارو هم به اون خائن های بدجنس هدیه بدم میخوام روزهای قشنگ جوانی و نوجوانی رو با حساری از شادی و نشاط محافظت کنم میخوام قدرشون و بدونم . هر ثانیه رو یه عمر ببینم تا بیخودی نگذره و بره ...

باید دنبال این روزا باشیم به حال خودشون رهاشون نکنیم چون تند و تند میرن و میرن و میرن من اونارو می خواهــــــــــــــــــــــــم ولی باز هم برای داشتن اون همه قشنگی باید به ثانیه ها التماس کنم و فریاد بزنم

اهـــــــــــــــــــــــــــای ثانیه صـــــــــــــــــــــــــبر کن ...

 

نویسنده : قاصدک

 



87/07/26 |
فرا رسیدن عطر خوشبوی عید رنگارنگ

و زیبا و دوست داشتنیه فطر را به همه شما

دوستان گلم تبریک میگم

 



87/07/12 |